هیچی نمیتونم بخونم فقط یه هفته مونده ...........
من میخوام قبول بشم .............
هیچکس نمیتونه کمکم کنه ..........
اهههههههههههههههههههههههههههه
خدایا کجاییییییییییییییییییییییییی
روزت مبارک پدر ![]()
یه دنیا خوشحال میشم .........
اضطراب درسم رو گرفتم وای ........
یعنی میشه ..............
از نشستن و دیدن خسته شدم ...............
بازم نشد ........اخه خودم خواستم ...........
شب اروزها دعا کردم ..........
یعنی براورده میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به قلبم دیگه اطمینان ندارم ..........
از کار خدا سر نمیارم همونی شد که نمیخواستم ..............
همونی شد که ازش خواسته بودم نشه .........
انگار خدا خوشش میاد زجرم بده ......
بدجور شک زده شدم اولش فقط خندیدم مثل دیوونه ها ............
بعد شروع کردم به گریه کردن...............
کاری از دست بر نمیاد که انجام بدم .........
چیزی که برام ایندفعه عین روز روشن هستش اینه که ..........
دیگه از طرف من هیچ تلاشی نمیشه فقط وفقط میخوام بشینم نگاه کنم .....


